2-4-1- از وجود مسئوليتهاي روشن در مورد نوآوري و خلاقيت در محصول، فرايندها، پروژهها و برنامهها اطمينان حاصل ميشود.
2-4-2- فرايندهاي نوآوري و خلاقيت به طور نظاممند هدايت و مديريت ميشود.
2-4-3- زمينه و امكان انجام كار گروهي در مورد فرايندهاي نوآوري و خلاقيت به طور موثر وجود دارد.
2-4-4- از فرايندهاي بازاريابي برای نوآوري و بهينه سازي محصول استفاده ميشود.
2-4-5- براي حمايت از نوآوري و خلاقيت، روشها و سيستم هاي مديريتي وجود دارد.
2-4-6- به طور مداوم از ترازيابی برای نوآوري در فرايندها از طريق بازنگري و مقايسه با بهترينها استفاده ميشود.
3- منابع
سازمانهاي موفق، شراكتها، تأمين كنندگان و منابع دروني را براي حمايت از راهبردهاي ويژه كيفيت محصول و عملكرد مؤثر فرايندهاي ذيربط، جهت اطمينان از كيفيت محصول، طرح ريزي و مديريت مي كنند.
3-1- شراكتها و تامينكنندگان در جهت ايجاد ارزش افزوده براي مشتريان و ارتقا كيفيت محصول مديريت ميشوند
3-1-1- قابليتهاي كليدي شراکتها و تامينكنندگان و فرصتهاي تقويت و توسعه متقابل شراكتها، در راستاي راهبردهاي سازمان ، شناسايي و مديريت ميشود.
3-1-2- شراکتها و تأمينكنندگان به همياري در فرايندهاي توسعه كيفيت محصول ترغيب ميشوند.
3-1-3- در همكاري متقابل به منظور بهبود فرآيندها و افزودن ارزش به زنجيره تامين/مشتري هم افزايي وجود دارد.
3-1-4- سازوکارهاي ارزيابي و گزارشدهي از عملکرد شراکتها و تامينکنندگان استقرار يافته است .
3-2- منابع مالي جهت ارتقا كيفيت محصول مديريت ميشوند.
3-2-1- راهبردها و فرايندهاي مالي براي استفاده بهينه از منابع مالي جهت بهبود كيفيت محصول ايجاد، اجرا و توسعه مييابند.
3-2-2- از سازوكارهاي مالي براي حصول اطمينان از كارآيي و اثربخشي سيستم مديريت كيفيت محصول استفاده ميشود.
3-2-3- ريسکهاي مالي تاثيرگذار بر سيستم مديريت کيفيت شناسايي و مديريت ميشوند .
3-3- زيرساختهاي سازمان (مثل: ساختمانها و تجهيزات) و مواد در راستاي ارزش افزائي براي كيفيت محصول مديريت ميشوند.
3-3-1- از اينكه محيط فيزيكي سازمان به نحوي است كه ارتقا كيفيت محصول را تقويت مينمايد اطمينان حاصل ميشود.
3-3-2- ريسكهاي مربوط به استفاده از ساختمانها، تجهيزات و مواد كه بر كيفيت محصول تاثير دارند مديريت ميشوند.
3-3-3- مواد و محصولات مياني به طور مناسب پايش و انداز گيري و مديريت ميشوند، شامل بهينه سازي موجودي، بهينهسازي مصرف انرژي، كاهش اتلافها ، بازيافت ضايعات و برنامهريزي مواد.
3-4- فناوري در جهت ارتقا كيفيت محصول و منافع ذينفعان مديريت ميشود.
3-4-1- راهبردهاي مديريت فناوري به منظور تقويت فرايندهاي مرتبط با كيفيت محصول تعريف و توسعه مييابد.
3-4-2- فناوريهاي مختلف با توجه به راهبردهاي ارتقاء كيفيت محصول شناسايي، بهره برداري و ارزشيابي ميشود.
3-4-3- به نحو مناسب از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تقويت انتقال دادهها و اطلاعات با هدف ارتقاء كيفيت محصول استفاده ميشود.
3-4-4- امكانات بالقوه و تأثير فناوريهاي جديد در كيفيت محصول شناسايي و پيشبيني ميشود.
3-5- يادگيري سازماني و دانش گروهي و فردي در مسير ارتقا كيفيت محصول مديريت ميشوند.
3-5-1- در راستای خط مشي و راهبرد ارتقا كيفيت محصول راهبردهای لازم براي جمع آوري، ساختاردهي و مديريت دادهها، اطلاعات و دانش، ايجاد و توسعه مييابد.
3-5-2- نيازمنديهاي مربوط به دادهها، اطلاعات و دانش موثر بر كيفيت محصول شناسايي ميشود.
3-5-3- از اعتبار، يكپارچگي و ايمني اطلاعات اطمينان حاصل شده و بهبود مييابد.
3-5-4- براي كسب، افزايش و استفاده مؤثر از دانش در جهت ارتقا كيفيت محصول در سطح فردي و گروهي تلاش ميشود.
4- كاركنان
سازمانهاي موفق استعدادهاي كاركنان خود را در سطح فردي، گروهي و سازماني به طور كامل به كار گرفته و مديريت ميكنند و آنان را در راستاي ارتقاء كيفيت محصول، ترغيب و تشويق کرده و توانمند ساخته و اقدامات لازم را جهت افزايش انگيزه و مشاركت آنها در بهبود كيفيت محصول بعمل ميآورند.
4-1- قابليتهاي كاركنان براي ارتقاء كيفيت محصول شناسايي شده، توسعه يافته و حفظ ميشود.
4-1-1- فرآيندهاي جذب، بکارگيري، جابجايي و طرحريزي شغلي کارکنان در جهت ارتقاء کيفيت محصول استقرار يافته است.
4-1-2- طرحهاي آموزشي و توسعه منابع انساني براي حصول اطمينان از اينكه كاركنان با نيازهاي لازم براي ارتقاء كيفيت محصول هماهنگي دارند ايجاد و اجرا ميشود.
4-1-3- در راستاي راهبردها و فرايندهاي ارتقاء كيفيت محصول، اثر بخشي كليه طرحهاي آموزشي و توسعه منابع انساني ارزيابي شده و بهبود مييابند.
4-1-4- از اينكه كاركنان خطمشي و راهبردهاي کيفيت سازمان را درك ميكنند و ميتوانند نقش خود را در آنها دريابند اطمينان حاصل ميشود.
4-1-5- به كاركنان براي بهبود عملكرد خود در فعاليتهاي مربوط به كيفيت محصول كمك شده و از آنها حمايت ميشود.
4-2- كاركنان در جهت ارتقاء كيفيت محصول مشاركت كرده و به آنان اختيارات و مسئوليتهاي لازم داده ميشود.
4-2-1- سازوکارهاي ارتباط دوسويه بين کارکنان و سازمان بهطور موثر وجود دارد .
4-2-2- از کارگروهي براي بهبود و ارتقاء کيفيت محصول استفاده ميشود.
4-2-3- كاركنان و گروهها براي مشاركت در فعاليتهاي بهبود كيفيت محصول ترغيب و هدايت ميشوند.
4-2-4- به كاركنان براي ارزيابي اثربخشي يادگيري از اقدامات صورت گرفته در زمينه كيفيت محصول قدرت و اختيار داده ميشود.
4-2-5- كاركنان، به صورت فردي و گروهي، براي تحليل اطلاعات مربوط به كيفيت محصول جهت تعيين اقدامات بعدي، از جمله تسهيم و انتقال يادگيريها ترغيب ميشوند.
4-3- تلاش كاركنان براي بهبود كيفيت محصول مورد تأييد و قدرداني قرار ميگيرد.
4-3-1- عملکرد کارکنان به صورت نظاممند و در راستاي اهداف تعيين شده ارزيابي ميشود .
4-3-2- نظام تشويق و تقدير براي حفظ مشاركت كاركناني كه رفتارهاي مناسبي براي تقويت و توسعه كيفيت محصول نشان ميدهند وجود دارد.
4-3-3- نظام تشويق و قدرداني از عملكرد كاركنان جاري شده و توسعه مييابد.
4-3-4- نيازهاي ارتباطي در راستاي اهداف كيفيت محصول شناسايي و برقرار شده است.
5- نتايج مشتريان و مصرف كنندگان
سازمانهاي موفق بطور مستمر نتايج فعاليت هاي خود را در ارتباط با مشتريان و مصرف كنندگان اندازه گيري و به نتايج برجسته اي دست مييابند.
5-1- معيارهاي برداشتي
اينها معيارهاي برداشت مشتريان و مصرف كنندگان از كيفيت محصول هستند كه از طريق نظرسنجي از مشتريان و مصرف كنندگان و گروههاي کانونی ، مطالعات ميدانی و اطلاعات درجهبندي فروشندگان و تشويق و تقدير و شكايات آنها، به دست مي آيند.
بسته به ماهيت سازمان و محصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
وجهه:
• قابليت دسترسي؛
• ارتباطات و اطلاع رساني؛
• شفافيت؛
• انعطاف پذيري؛
• رفتار فعال و مبتكرانه؛
• رغبت به پاسخ گويي؛
• قابليت اعتماد؛
• قابليتهاي ديگر سازمان فراتر ازتوليد محصول.
محصول:
• مرغوبيت؛
• ارزش؛
• قابليت اعتماد؛
• نوآوري در طراحي؛
• عرضه؛
• نماي زيست محيطي .
فروش و حمايتهاي پس از فروش:
• قابليتها و رفتار كاركنان؛
• راهنمايي و حمايت؛
• مدارك و مستندات مربوط به مشتري و مستندسازي فني؛
• رسيدگي به شكايات؛
• آموزشهاي مربوط به محصول؛
• زمان پاسخ دهي؛
• پشتيباني فني ؛
• ارائه ضمانتها و گارانتي.
وفاداري :
• قصد خريد مجدد؛
• تمايل به خريد محصولات و خدمات ديگر سازمان.
5-2- شاخصهاي عملكردي
اينها شاخص هاي درونسازماني هستند كه سازمان از آنها براي شناخت، پيش بيني ، پايش و بهبود عملكرد سازمان و پيشبيني برداشتهاي مشتريان بيروني استفاده ميكند.
بسته به ماهيت سازمان و محصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
وجهه:
• تمجيدهاي مشتري و نامزدي براي جوايز مرتبط؛
• پوشش خبري.
محصول:
• رقابت پذيري؛
• نرخ معايب، اشتباهات و مردودي ؛
• نشانها و گواهينامههاي تائيد كيفيت و علامتهاي انطباق با نيازمنديهاي ايمنی و زيست محيطي و..
• تمهيدات مربوط به ضمانت و تعهد در مقابل مشتري و مصرف كننده؛
• شكايتها؛
• چرخه عمر و دوام محصول؛
• نوآوري در طراحي.
فروش و حمايتهاي پس از فروش:
• آموزش و راهنمايي؛
• رسيدگي به شكايات؛
• ميزان پاسخ دهي؛
• فراخوان و اصلاح محصول.
وفاداري:
• طول مدت ارتباط با مشتريان و مصرف كنندگان؛
• دريافت توصيه هاي مؤثر؛
• تناوب/ ارزش سفارشات؛
• ارزش دوره عمر ؛
• تعداد شكايات و تمجيدها؛
• نگهداري مشتري.
6- نتايج محيط زيست وجامعه
سازمان بطور مستمر نتايج و آثار محصول و فرايندهاي توليد و عرضه، از شروع طراحی تا پايان دوره عمر آن را بر جامعه و سازمانهاي مرتبط با محيط زيست اندازهگيري نموده و به نتايج برجستهاي دست مييابد.
6-1- معيارهاي برداشتي
اين معيارها برداشتهاي جامعه و سازمانهاي مرتبط با محيط زيست، از محصول و آثار آن هستند كه از طريق نظرسنجيها، تحقيق ميدانی، گزارشها، مقالات مطبوعاتي، جلسات عمومي، نظرات نمايندگان مردم و مقامات دولتي به دست ميآيند.
بسته به ماهيت سازمان ومحصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
وجهه سازمان:
• پاسخدهي به انتظارات زيست محيطي و جامعه به عنوان عضو جامعه.
مشاركت در جامعه اي كه سازمان در آن فعاليت مي كند:
• مشاركت در فعاليتهاي زيست محيطي؛
• مشاركت در نهادهاي اجتماعي؛
• حمايت از ورزش؛
• فعاليتهاي داوطلبانه و بشردوستانه.
كاهش و جلوگيري از آسيب هاي زيست محيطي در جريان فرايندهاي توليد و عرضه و طي چرخه عمر محصول:
• ريسكهاي بهداشتي و حوادث؛
• صدا و بو:
• مخاطرات (ايمني)؛
• آلودگي و انتشار مواد سمي؛
• تحليل زنجيره تأمين؛
• ارزيابي عملكرد زيست محيطي ؛
• ارزيابي چرخه عمر.
عملكرد اجتماعي:
• گرد آوري اطلاعات مربوط به جامعه و محيط زيست؛
• تأثير بر اقتصاد و محيط زيست محلي، منطقهاي، ملي و جهاني؛
• رفتار اخلاقي.
كمك به حفظ وپايداري منابع:
• تجهيزات و وسايل توليد و حمل و نقل؛
• تأثيرات بوم شناختي ؛
• كاهش و حذف ضايعات محصول و بسته بندي؛
• جايگزينی مواد اوليه با وروديهاي بهتر؛
• استفاده از خدمات عمومي مانند گاز، آب، برق؛
• بازيافت.
6-2- شاخصهاي عملكردي
اينها شاخصهای درونسازماني هستند كه توسط سازمان براي پايش، شناخت، پيشبيني و بهبود عملكرد آن و پيشبيني برداشتهاي جامعه و محيط زيست به كار ميروند.
بسته به ماهيت سازمان ومحصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
ميزان تعامل با جامعه در زمينههاي:
• توسعه واردات و صادرات؛
• توسعه و ترخيص محصول ؛
• تبادل اطلاعات با جامعه و سازمانهاي مرتبط؛
• مسئوليت اجتماعي و زيست محيطي؛
• مميزي و ارائه گزارشهاي شفاف.
تمجيدها و جوايز دريافت شده:
• گواهيها؛
• مجوزها؛
• جوائز.
7- نتايج عملكردی
سازمان نتايج عملكردی و نتايج مربوط به منابع انساني خود را در ارتباط با محصول و منافع ذينفعان اندازهگيري و ارزيابی نموده و به نتايج برجسته دست مييابد.
7-1- نتايج مالي
بسته به ماهيت سازمان و محصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
اطلاعات عمومي و مرتبط با بازار:
• ارزش فروش؛
• قيمت تمام شده؛
• سهم بازار.
سودآوري:
• سود ناخالص؛
• حاشيه سود.
اطلاعات مرتبط با داراييها و سرمايهگذاري:
• نرخ بازگشت داراييها؛
• نرخ بازگشت سرمايه؛
• نرخ بازگشت فروش.
عملكرد بودجه ای (مربوط به محصول):
• تنظيم بودجه؛
• عملكرد در برابر بودجه در سازمان؛
• عملكرد در برابر بودجه در واحدها.
7-2- نتايج غير مالي
بسته به ماهيت سازمان ومحصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
فرايندها:
• عملكرد؛
• ارزيابيها؛
• نوآوريها؛
• چرخههاي زماني.
عملكرد تأمين كنندگان:
• انطباق؛
• قيمت؛
• زمان.
ساختمانها، تجهيزات و مواد:
• ميزان معايب؛
• گردش موجودي؛
• ميزان بهره برداري.
فناوري:
• نرخ نوآوري؛
• ارزش داراييهای معنوی؛
• حق امتياز، حق تأليف.
اطلاعات و دانش:
• قابليت دسترسي؛
• يكپارچگي؛
• ارزش سرمايه هاي فكري.
7-3- معيارهاي برداشتي نتايج كاركنان
اينها معيارهاي برداشتي كاركنان مرتبط با محصول است كه از طريقي نظرسنجيها و نظرات گروههاي كانوني، مصاحبه و ارزيابيهاي ساختمند، به دست ميآيند.
بسته به ماهيت سازمان و محصول معيارها به طور نمونه می توانند شامل موارد زير باشند:
ايجاد انگيزه:
• آموزش و توسعه توانمندي كاركنان؛
• ارتباطات و اطلاع رساني؛
• قدرت و اختيار دادن؛
• فرصتهاي برابر؛
• مشاركت ؛
• رهبري؛
• فرصت براي يادگيري و موفقيت؛
• تأييد و قدرداني؛
• تنظيم و ارزيابي اهداف؛
• ارزشها، مأموريت، بينش، خط مشي و راهبرد ارتقا كيفيت محصول.
رضايت:
• شرايط استخدامي؛
• تسهيلات و خدمات؛
• شرايط بهداشت و ايمني؛
• امنيت شغلي؛
• حقوق و مزايا؛
• روابط با همترازان ؛
• مديريت تغيير در جهت ارتقا كيفيت محصول؛
• تأثيرات زيست محيطي سازمان؛
• نقش سازمان در جامعه؛
• محيط كاري.
7-4- شاخصهای عملكردي مرتبط با نتايج كاركنان
اينها معيارهاي درونسازماني هستند كه سازمان از آنها براي پايش، شناخت، پيشبيني و بهبود عملكرد كاركنان مرتبط با محصول و برداشتهاي آنان استفاده ميكند.
دستاوردها:
• قابليتهاي مورد نياز در برابر قابليتهاي موجود؛
• شاخصهاي بهره وري؛
• ميزان موفقيت آموزش و توسعه براي تحقق اهداف؛
• جوايز و قدرداني از سوي عوامل خارج از سازمان.
رضايت:
• ميزان غيبت و بيماري؛
• ميزان حوادث؛
• اعتراض و شكايتها؛
• روندهاي استخدامي؛
• نقل و انتقال و وفاداري كاركنان؛
• استفاده از تسهيلات و مزاياي سازمان.
ايجاد انگيزه و مشاركت:
• مشاركت در گروههاي بهبود؛
• مشاركت در ارائه پيشنهادها؛
• سطح آموزش و توسعه؛
• مزاياي قابل اندازه گيري كار گروهي؛
• قدرداني از افراد و گروهها؛
• ميزان پاسخ در برابر نظرسنجيهاي كاركنان.
خدمات ارايه شده به كاركنان:
• دقت و درستي اداره كاركنان ؛
• اثربخشي ارتباطات و اطلاع رساني؛
• سرعت پاسخ به پرسشها؛
• ارزشيابي آموزش.
برای دانلود متن فوق
اینجا کلیک کنید .